تگرگ

اشعار و سخنان بزرگان

تگرگ

اشعار و سخنان بزرگان

تگرگ

با سلام خدمت بازدیدکنندگان عزیز
تو این وبلاگ اشعار بزرگان شعر و ادبیات فارسی همراه با سخنان بزرگان ایران و جهان رو گردآوری کردم و گهگاهی هم دلنوشته های خودم رو قرار میدم و امیدوارم مورد پسند شما قرار بگیره

من می‌خواهم وقتی که بخواهم، بمیرم. زنده ماندن، به صورت مصنوعی، کج‌سلیقگی است. من سهمم را انجام داده‌ام، وقت رفتن است. می‌خواهم مرگ را با ظرافت، تجربه کنم.


ﺣﻮﺻﻠﮥ آن دﺳﺘﻪ از داﻧﺸﻤﻨﺪاﻧﯽ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﭼﻮب ﺑﺮﻣﯿﺪارﻧﺪ، ﻧﺎزﮐﺘﺮﯾﻦ ﺟﺎی آﻧﺮا ﭘﯿﺪا ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ و‬ ‫ﺗﻌﺪاد زﯾﺎدی ﺳﻮراخ در آﺳﺎﻧﺘﺮﯾﻦ ﺟﺎی آن اﯾﺠﺎد میکنند را ﻧﺪارم!


یکنواختیِ یک زندگی آرام، باعث تحریک یک ذهنِ خلاق میگردد.


دوست ندارم تا زمانی که از حقایق و واقعیتهای دقیق یک مسئله آگاهی کامل ندارم، راجع به آن مسئله اظهار نظری بکنم...


ذهن من، آزمایشگاه من است.


من از خودم سئوالاتی کودکانه میپرسم، و بعد شروع میکنم به یافتن پاسخی برای آنها.


روزی صد مرتبه به خودم یادآوری میکنم که زندگی درونی و بیرونی من، حاصل تلاش و سخت کوشی دیگران است...


از همه کسانی که با من مخالفت کرده اند و به من نه گفته اند تشکر می کنم! چون آنها باعث شدند خودم یک تنه کارهایم را به سرانجام برسانم

به معنای واقعی کلمه، من یک "مسافر تنها" هستم و هیچ وقت از صمیم قلب، هیچ تعلق خاطری نه به کشورم، نه به خانه ام، نه به دوستانم و نه حتی به خویشاوندان درجه اول خویش داشته ام. با وجود تمام اینها، هیچوقت حس دوری و نیاز به تنهایی را از دست نداده ام.


من با تمام انسانها به یک شیوه صحبت میکنم؛ برایم فرقی نمیکند که یک رفتگر باشد و یا یک رئیس دانشگاه.


وقتی جوان بودم، تمام خواسته من از زندگی این بود که بتوانم در گوشه ای دنج و آرام بنشینم و به کارهایم رسیدگی کنم، بدون اینکه کسی کاری به کارم داشته باشد؛ اما حالا ببینید کارم به کجا رسیده است!


اگر فیزیکدان نمیشدم، احتمالا یک موسیقیدان میشدم. من معمولا به موسیقی می اندیشم و در تخیلاتم با موسیقی زندگی میکنم. من معنای زندگی ام را در نت های موسیقی میبینم. موسیقی لذتبخش ترین چیز در زندگی من است.


اجازه بدهید خودم را برایتان توصیف کنم: صورتی رنگ پریده، موهایی ژولیده و بلند و دست آخر، یک برآمدگی کوچک که تشکیل یک شکم را میدهد! علاوه بر اینها، می توانم به راه رفتن شل و ول و بی نظم، داشتن سیگاری در دهان و بودن یک خودکار در جیب و یا دستم نیز اشاره کنم.

مثل جادوگران درون افسانه ها که به هر چیزی که دست میزدند تبدیل به طلا میشد، من هم روی هر چیزی(موضوعی) که دست میگذارم تبدیل به یک جار و جنجال روزنامه ای میشود !

در سراشیبیه رنگین کمان عمر، مرگ به عنوان یک منجی گام پیش می گذارد؛ و من اکنون این موضوع را عمیقا احساس می کنم که خود را پیر و فرتوت ساخته ام و باید به مرگ به مثابه یک بدهی دیرینه و یک ادای دِینِ کهنه که بعد از مدتی طولانی مجبورم آن را تسویه کنم احترام بگذارم.


از زندگی ام در سالهای پیری راضی ام . حس بذله گویی خود را حفظ کرده ام و نه خودم و نه بغل دستی ام را جدی نمیگیرم!


این دیگر چه معمایی است که هیچ‌ کس مرا درک نمی‌ کند ولی همگان مرا تحسین میکنند ؟


شهرت روز به روز مرا احمق تر می کند! که البته این یک پدیده متداول است.


همیشه گوشت حیوانات را با اکراه و نوعی عذاب وجدان خورده ام.


ماهها و سالها فکر میکنم. در نود و نه مورد نتیجه گیری ام غلط است ، ولی در صدمین بار حق با من است.


نگران آینده نیستم ، خودش بزودی خواهد آمد!


من استعداد خاصی ندارم. من فقط زیادی کنجکاوم.


میپرسید که به ابدیت -زندگی جاودانه- معتقدم؟ می گویم که نه! همین زندگی مرا کفایت می کند!


سئوالی که گاهی وقتها مرا گیج می کند این است: من دیوانه ام یا دیگران؟!


آیااین عجیب نیست من که فقط کتاب‌های غیرمعروف نوشته‌ام این قدر معروف باشم؟


انبوهی از آزمایشها نمیتوانند ثابت کنند که من درست گفته ام ، ولی تنها یک آزمایش میتواند ثابت کند که اشتباه کرده ام!


دلیلش این نیست که من خیلی زرنگ هستم . دلیلش فقط این است که مدت بیشتری روی مسائل کار میکنم .


ﻣﯿﭙﺮﺳﯿﺪ آﯾﺎ دﻓﺘﺮﭼﻪ ای دارم ﮐﻪ ﻧﻈﺮات ﻣﻬﻢ ﺧﻮدم را در آن ﺑﻨﮕﺎرم؟ ﺗـﺎ ﺑـﻪ ﺣـﺎل ﻓﻘـﻂ ﯾﮑـﯽ‬ ‫داﺷﺘﻪ ام !


من به شهود و الهامات معتقدم؛ چون گاهی اوقات -در برخی از مسائل- احساس میکنم که حق با من است، ولی نمیدانم چرا !؟


عاشق سفر هستم، ولی از رسیدن متنفرم.


البته آنچه درباره اعتقادات دینی من گفته اند دروغ است. دروغی که به طور سیستماتیک تکرار شده است. من به خدایی شخص‌وار اعتقاد ندارم و هرگز منکر این بی اعتقادی‌ام نمی‌شوم بلکه آن را آشکارا بیان می‌کنم. به هر حال، اگر چیزی در من وجود داشته باشد که بتوان آنرا دین خواند، آن چیز، چیزی بیشتر از یک تحسین بیکران برای ساختار جهان که تا کنون علم قادر به شناخت و توضیح آن می باشد نیست.