طبیعت در پیش رویش ( در وصف نیوتن ) به مانند کتاب گشوده ای بود که برای خواندن حروفش نیازی به تلاش فراوان نداشت.
از رشادت پیرامون حاکمیت، خشونت بیدلیل و تمامی مهملات نفرتانگیزی که به اسم میهنپرستی جریان پیدا میکند، به شدت متنفرم.
اگر نتوانی مسألهای را به سادگی توضیح دهی، پس به خوبی آن را درک نکردهای.
ارواح ﺑﺰرگ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺧﺸﻮﻧﺖ آﻣﯿﺰ اذهان ﻣﺘﻮﺳﻂ روﺑﺮو ﺷﺪه اند. یک ذهن متوسط این را نمی تواند بفهمد که چرا یک مرد بزرگ حاضر به تعظیم کورکورانه در مقابل تعصبات مرسوم جامعه نیست و به جای آن آزادی بیان و ابراز عقیده به صورت شجاعانه و صادقانه را انتخاب کرده است.
ﻏﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ درک ﺗﺮﯾﻦ ﭼﯿﺰ در ﻣﻮرد دﻧﯿﺎ اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻗﺎﺑﻞ درک ﻣﯿﺒﺎﺷﺪ!
درک ﺗﻠﮕﺮاف ﺑﯿﺴﯿﻢ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﯿﺴﺖ . ﺗﻠﮕﺮاف ﻣﻌﻤﻮﻟﯽ ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﮔﺮﺑﮥ ﺧﯿﻠﯽ دراز اﺳـﺖ . دُﻣـﺶ رادر ﻧﯿﻮﯾﻮرک ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ و زﺑﺎﻧﺶ در ﻟﺲ آﻧﺠﻠﺲ ﻣﯿﻮ ﻣﯿﻮ ﻣﯿﮑﻨﺪ! این را متوجه می شوید؟ ﺗﻠﮕﺮاف ﺑﯿﺴﯿﻢ ﻫـﻢ ﻣﺜـﻞ ﻫﻤـﯿﻦاﺳﺖ ، ﻓﻘﻂ ﺑﺪون ﮔﺮﺑﻪ !!
عقل سلیم یعنی مجموعه ای از پیش داوری ها که تا قبل از هیجده سالگی بدست آمده اند.
من از فرمانروایی قهرمانانه ،خشونت بی معنی و همه مهملاتی که تحت نام وطن پرستی است نفرت دارم .
اگر میدانستیم چه میکنیم که دیگر به آن تحقیق نمیگفتیم ، میگفتیم ؟!
ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰ ﺑﺎ ارزشِ واﻗﻌﯽ ﻗﻮۀ اﻟﻬﺎم -شهود-اﺳﺖ .
هر چیزی را باید تا حد امکان ساده کرد ، اما نه ساده تر از خودش!
مثال آوردن، یکی از راههای آموزش نیست؛ بلکه تنها راه آن است!
یک دانشمند، زمانی که از خودش اشتباهی سر میزند، بسیار حساس و نازک نارنجیست؛ اما وای به حال روزی که اشتباه شخص دیگری را کشف کند، آنجاست که تبدیل به یک شیر غُران می شود!!
از آنجا که تجربیات درونی ما عبارت است از بازسازی و ترکیبی از برداشت های حسی، برای من مفهوم روحِ بدون بدن، خالی و عاری از معنا بنظر می رسد.
اگر یک میز بهم ریخته، نشانه یک ذهن آشفته است، پس، یک میز خالی نشانه چیست؟
یک فرد باهوش مشکلات را حل می کند؛ اما یک فرد خردمند از آنها اجتناب می ورزد.
هیچ چیز به مانند یک رژیم گیاهخواری، برای سلامتی انسان و افزایش شانس بقاء بیشتر بر روی زمین، سودمند نیست.
زنی که مثل سیاهی لشکر به دنبال جمعیت را ه می رود، معمولا فراتر از جمعیت نخواهد رفت. اما زنی که به تنهایی راه می پیماید، احتمالا خود را در جاهایی خواهد یافت که هر گز کسی در آنجا نبوده است.
به نظر من، بدترین نوع مدیریت یک مدرسه، مدیریتی است که اساس آن بر پایه ی ترس، اجبار و یک نوع مدیریت شبه حکومتی باشد. زیرا چنین رفتاری، باعث تخریب و نابودی احساسات، صداقت و همچنین اعتماد به نفس دانش آموزان می شود و آنها را به صورت یک آدم چاپلوس و برده صفت به بار می آورد
آزاد شدن انرژِی اتمی همه چیز را تغییر داد به جز شیوه تفکرمان را... راه حل این مشکل در قلب انسانها نهفته است. اگر از آینده خبر داشتم که ساعت ساز میشدم.
سئوال این است: چگونه مدارس می توانند مدافع دموکراسی باشند؟ شاید ایده شما برای این مسئله آموزش و پیروی از یک سری فلسفه ها و سیاستهای مبتنی بر یک پایه اصولی معین باشد؛ اما نظر من چیز دیگریست...